ساعت فلش

کیهان جاودان

Lilypie - Personal pictureLilypie Angel and Memorial tickers
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
Daisypath Happy Birthday tickers

کیهان جاودان
از آسمان آمدم و از سمت عرش یگانه از آن طرفها که بامش هرگز ندارد کرانه 
نويسندگان

   

                                                                           

                       

مادر من مادر من تو یاری و یاور من

مادر چه مهربون درد منو می دونه

بی عذر و بی بهونه قصه برام می خونه

مادر من مادر من تو یاری و یاور من

مادر مهربونم قدر تو رو می دونم

تو با منی همیشه من برگم وتو ریشه

مادر من مادر من تو یاری و یاور من

    

                  

با سلام به همه مامانای گل دنیا مخصوصا مامان خودم مامان طلای مهربونم مامان پوران گلم مامان بزرگای عزیزم(مامان آقا جون و مامان مامان پوران) امیدوارم همیشه تندرست و شاد باشن هیچ غصه ای نداشته  و لبشون همیشه خندون باشه.

من می دونم که هر کدوم از  اونا در جای خودشون چه نقش مهمی در گذشته حال و آینده من داشتن و دارند قدر شناسشون هستم دستشون رو می بوسم و این روز عزیز  رو به همه شما مامانای گلم تبریک میگم دوستتون دارم خیلی خیلی زیاد و براتون آرزوی عمری طو لانی و پر خیرو برکت دارم  یه بوس گنده  واسه هر پنج نفرتون ماچماچماچماچ

                          

[ ۱۳٩۱/٢/٢۱ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

با یک سبد پر از گلهای یاس و میخک

یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک

فقط می خواد بگه بابایی تولدت مبارک


 

دیروز یعنی 16 اردیبهشت تولد بابایی گلم بهترین و مهربون ترین بابای دنیا بود ولی من و مامانم پیش بابایی نبودیم  چون هر دو تامون سخت سرما خوردیم و خونه مامان طلا اینا بودیم من و مامانم کلی برای تولد  بابایی برنامه ریخته بودیم ولی از بخت بد دو روز مونده به تولد مامانم سرما خورد و بعدم به من واگیر داد و چون بابام باید می رفت سر کار و ما تنها بودیم به خونه مامان طلا کوچ کردیم در عوض تلفنی کلی برای بابایی آهنگ تولد تولد خوندیم 

خیلی دوست داشتم بابایی کنارم بود توی بغلم می فشردمش دستاشومی بوسیدم و میگفتم بابایی گلم تولدت مبارک ایشالا همیشه سر حال و شاد باشی و هر لحظه خنده رو روی لبات ببینم که من با خنده هات جون میگیرم . به قول مامانم بابایی ناخدای کشتی زندگیمونه که هدایت این کشتی کوچک را از میان موجهای سهمگین روزگار به عهده داره تا اونو به ساحل آرام رویاهامون برسونه و ما باید در این کار خیلی دشوار کمکش کنیم بابایی از خدا میخواهم که همیشه سایت بالای سر منو و مامانی باشه دوستت داریم هر دومون و می بوسیمت

[ ۱۳٩۱/٢/۱٧ ] [ ٧:٠٢ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

دایی محمد گلم با یه عشقی برام جوجه اردک خریده و با یه ذوقی اونارو به من داده و منم خیلی با اونا حال میکنم  خیلی ناز و کوچولو اند و وقتی راه میرم پشت من تند راه میان شاید فکر میکنن من مادرشون هستم منم خیلی دوستشون دارم

[ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

عاشق گلم و به گل میگم بل تا به یک گل میرسم پشت هم میگم پرپر پرپر و به سرعت نور به گل حمله  میکنم وپرپرشون میکنم بعدم پرهای گل را توی دهنم میکنم دقیقا به این دلیل که مامانم خیلی حساسه و دادش در می یاد خب اونم تقصیری نداره به مسایل بهداشتی توجه میکنه وقتی هم سرزنش میشم قیافه ای به خودم میگیرم که نگو و نپرس راستی اگه گلها تموم بشن با دندون به غنچه های پر از خار حمله میکنم به قول مامانم امان از دست کیهان.

[ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ٧:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

[ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم خوب خوب باشید ببخشید با تاخیر اومدم علتشم مربوط به مامانم بود که وقت نداشت خلاصه این سال نسبتا خوب شروع شد به منم خیلی خوش گذشت مسافرت نرفتیم ولی کلی عید دیدنی رفتیم پرستش هم با سمانه جون و عمو امین هفته دوم عید اومدن کرمان و ما چند روزی را با هم بودیم و کلی حرص هم را درآوردیم یه روز هم با هم به اتفاق مامان  پوران اینا رفتیم بیرون از شهر گردش (سه کنج  ) سیزده بدر هم بابا مامان طلا  آقاجون  خاله سیمین عمو ایمان دایی محمد   خاله فاطی  عمو کمال و کلی از فامیلهای مامانم رفتیم دهوییه عصر هم آش پختیم و خوردیم جای همه خالی . به همین زودی یک سال گذشت .

 

[ ۱۳٩۱/۱/۳٠ ] [ ٦:٢٦ ‎ب.ظ ] [ کیهان جاودان ]

امشب شب عیده و تولد آبا فاطی  آبا همون خاله هست خیلی دوستش دارم ایشالا عروسیش خاله جون می بوسمتماچقلب

[ ۱۳٩۱/۱/۱ ] [ ٥:۱٥ ‎ق.ظ ] [ کیهان جاودان ]

چهار شنبه سوری امسال هم تموم شد خیلی جاتون خالی بود کلی خوش گذشت و جذابیت زیادی برای من داشت چون نسبت به پارسال بزرگ تر و فهیم تر شدم و با دقت تر به هر چیزیتوجه می کنم

[ ۱۳٩۱/۱/۱ ] [ ٤:٥۳ ‎ق.ظ ] [ کیهان جاودان ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من همون ستاره ای هستم که توی آسمون اونقدر شیطونی کردم که نهم خرداد 1389 راس ساعت هفت و نیم افتادم روی زمین تو خونه ی مامان سمیه و بابا جمال که نور بدم به زندگیشون گرما بدم به عشقشون
موضوعات وب
 
امکانات وب
RSS Feed

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس






mouse code

كد ماوس

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز